کوچ به بلاگ اسکای

 

 

 

Sara Shahedi . blog sky . com

 

 

در‏ ‏بلاگ‏ ‏اسکای‏ ‏به‏ ‏روزم‏ ‏‏

 

 

 

 

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

عین سفر زمان می ماند! وبلاگ برگشته به عقب! آفرین به  این سرویس دهی بی نظیر (!)

انگار گرد مرده پاشیده اند توی بلاگفا.

راستی راستی انگار همه کوچ کرده و رفته اند ها  ...

 

عنوان: محمدعلی بهمنی

سرنوشت

نشاني ات را

بر پيشاني چه كسي بخوانم؟

به هر دري مي زنم

خانه ي تو نيست.



سارا شاهدي

فصل تو!

از فصل گرم سال بيزارم

اما

تابستان نفس هات را

چه دوست دارم.



سارا شاهدي

بچه گانه

دلم ؛ پنجره ي رو به حياط

و تو ؛ پسربچه ي بازيگوش صاحب‏خانه

به اندازه ي تمام بازي هاي بچه گانه ات

شكسته ام!



سارا شاهدي

پرنده در گلو

قفل دهان مرا

كليد لب هاي تو

                 باز كرد

و "دوستت دارم"

پرنده اي كه

به تو

              پرواز كرد.


سارا شاهدي

دلتنگی 2

دلتنگی

نوزادی ست

که  منحنی رشدش

- متاسفانه -

طبیعی ست.


سارا شاهدی

نتيجه اش؟

حتي يك بار

نگفتي: دوستت دارم

فكر كن!

كنكور بدهي اما

نتيجه اش اعلام نشود!



سارا شاهدي

ملاقات

هر سال

مي آيي چكار؟

وقتي كه هيچ گلي به سرم نمي زني

بهار!



سارا شاهدي

بافتنی

یکی زیـر

یکی رو

دستهایمان؛ زیبـاترین بافتنی دنیـا.



سارا شاهدی

پاییزی

فرقی نمی کند

همۀ فصلها

از من که بگذرند

پاییز می شوند.


سارا شاهدی

شبِ بی تو


از آن شب سیاه

 - که خودش را به خواب زده -

هزار فردا گذشته ، امـا

هر چه بیدار می شوم

هنوز

صبح نشده.


سارا شاهدی

فصل

سرد،

مثل روزهاي زمستاني شده اي

ارديبهشت هايت

كو ؟


سارا شاهدي

سيزده

حالا كه سبزه نگاهت را

به دلم گره زده اي و رفته اي

چه فرقي مي كند

 دربه دري اش

چه وقتي از سال باشد؟


سارا شاهدي

فعل لازم يا متعدي


چقدر دروغ نوشتند

توي كتابهاي فارسي مان

"رفت "

كه لازم نبود !


سارا شاهدي

عشق *

.
.
.
.
.
.
.
.



* تو



سارا شاهدي

روزهاي خاكستري

بعدِ رفتنت

نه آغوش پنجره اشتياقي به صبح دارد

نه خلوت شب ميلي به ماه و ستاره ...

من مانده ام و

پرده هاي آرام ِ اين اتاق تيره و

                                  تارهاي عنكبوت...

اينجا

احتمال زندگي كم است

بر نگرد!


سارا شاهدي

آسماني - زميني


هم به فرشته ها حسودي مي كنم

هم به آدمها

نه بهشت دارم

نه عشق.


 سارا شاهدي

بی تو

گوشی ام

یک گوشه

بغ کرده!

تمام زندگی ام

سایلنت ...


سارا شاهدي

کابوس در کابوس

خوابم نمی برد حتی،

که بیدار شوم

از کابوس نبودنت.


سارا شاهدي

رفتن و نرفتن

جا خوش كرده اي

توي خوابهايم .

*

توي زندگي ام

چه اشكالي داشت ؟


سارا شاهدي

جستجو

تو رفته ای و

من افتاده ام.

         تو از دست

         من از پا


سارا شاهدي

ایستگاه


این قطارها

که می آیند و می روند

مسافر مرا

     چرا نمی آورند؟


سارا شاهدی

برگردد...

گر می رود ای کاش سپس برگردد

در این خفقان، مثل نفس برگردد

من در همه جا تخم دعا می پاشم

تا مرغ پریده از قفس برگردد


سارا شاهدی

انتقام

نمی دانم
کجا چشم گذاشته بودم
که سالهاست
قایم شده ای .


سارا شاهدی

درجه

بالاخره
دل به دریا زدم
اما افسوس
کشتی هایم غرق شد ...
درست نمی دانستم
چند درجه
      به تو



سارا شاهدی

طول و تفصيل

در حيرتم از اينهمه تعجيل شما
از اينهمه صبر و طول و تفصيل شما
ما خير نديده ايم از سال قديم
اين سال جديد نيز تحويل شما...


. جليل صفر بيگي

دام

چشمهايت ؛ لانه عنكبوت ها

بيچاره

پروانه نگاهم .




سارا شاهدی

خيال

برگشتنت
همانقدر محال است
كه خيال مي كردم
رفتنت.


سارا شاهدی

"شب"

صبح
از پنجره سر نمي رسد
و خوشبختي
لاي موهايم
نمي پيچيد
آنسوي پرده
روز سياه
چشم از اتاق بر نمي دارد
... دراز مي كشم
خاطره ها
      يكي يكي
         پيدايشان مي شود
ثانيه ها
      يكي يكي
         تلف مي شود
ماه
- خوش به حالش  -
در آغوش شب
خواب ستاره مي بيند
بخواب
هر كجا كه هستي
شب بخير ...



سارا شاهدی